Archive for آوریل, 2008

ستاره و قایق

آوریل 19, 2008

این شعر رو تو سایت عزیزی دیدم و خوشم اومد، فکر کنم خودش سروده؛ زیباست :

‫شب شد و دلم یاد تو افتاد
‫باز تو آب روبروم عکس تو افتاد
‫ستاره سوسوی تو تپش قلب من
‫چشمکی که میزنی به حیرت و ترس من
‫من همونم،همون قایق تنها
‫قایق بی باد و پارو توی دریا
‫ستاره صبح که میشه توی دریا
‫میدونم که تو هستی پشت نورا
‫ستاره روز به امید شب میشینم
‫که تاریکی بیاد تو رو ببینم
‫ستاره خسته آم از دریا و دریا خسته از من
‫دیگه بازوی دریا هم نداره طاقت من
‫دعایی کن شاید بادی بگیره
‫شاید موجی بیاد دلم ساحل بگیره
‫یا اینکه بشکنه این قایق تنها
‫بشه همیشه شب تو آعماق دریا